--> Persian Committee to Protect Bloggers

Click for Atom feed


هدف ما از راه اندازی این سایت


*
سایت بین المللی


 بلاگرهای زندانی
محمد رضا عبداللهی نسب  - ایران
مجتبی سمیع نژاد - ایران
 

بلاگرهای تهدید شده
محمد رضا فتحی - ایران
نجمه امید پرور - ایران
آرش سیگارچی
شادی صدر
امیر فرشاد ابراهیمی

Mack Zulkifli - Malaysia
Ali Bukhari - Malaysia
Jeff Ooi -Malaysia
Ali Abdulemam -Bahrain
Christophe Grébert - France
Jani Uusitalo - Finland
Pradyuman Maheshwari - India

 

بلاگرهای آزاد شده
سینا مطلبی - ایران
کیانوش سنجری

فرید مدرسی - ایران
داریوش - ایران
امید معماریان - ایران
پیوند - ایران
Zouhair Yahyaoui - Tunisia
 

مسئولان و کارکنان
Curt Hopkins, Director
Ellen Simonetti, Deputy Director
Bill Crawford, Treasurer  
 Victor, Latin America Manager
Vitor Ribeiro, Brazil Manager
سائنا, مدیر مسئول بخش ایران

 

مشاوران
Rebecca MacKinnon
Andrew Nachison
Ammar Abdulhamid
حسین درخشان

Jesse Sage

کمیته در کشورهای دیگر
Comité de Protección de Bloggers
Comitê para Proteção dos Bloggers
 - Brasil

 

سازمانها
The Committee to Protect Journalists
Reporters Without Borders
Article 19
Electronic Frontier Foundation
PEN American Center
Human Rights Watch
Bloggers Without Borders
The Internet in Asia
OpenNet Initiative
The Tharwa Project
International Freedom of
Expression Exchange
The Community of Sant'Egidio
Bereaved Families Forum
CiviBlog
iAbolish
Global Voices
Bitter Lemons
Bitter Lemons International
Berkeley China Internet Project
Human Rights First
Adopt-a-Blog
 

همبستگی ها
Morpheme Tales
The Bloggers' Rights Blog
Comic Book Galaxy
Chan'ad Bahraini
The Woolamaloo Gazette
Danah Boyd
Trials and Tribulations
Persian Students in the UK
Loïc Le Meur
China Herald
Webneveshteha
Fix the World
Fierce Family
Carmelosmog
Bitacoras
Bioethics Blog
Watch
Iran Freedom of Expression Frontiers
Kill Fee

آرشیو
March 2005



 
April 2005



 
June 2005



 


 

Thursday, April 28, 2005

نامه حنيف مزروعی، به رييس کل دادگستری تهران:

از وبلاگ حنيف مزروعی:


جناب آقای عليزاده رئيس کل دادگستری استان تهران

با سلام،
روز پنجشنبه از طريق يكي از دوستان اطلاع يافتم كه جناب آقاي عليزاده رئيس كل دادگستري استان تهران در حاشيه مصاحبه مطبوعاتي خود مطالبي را در خصوص پرونده متهمان پرونده موسوم به وبلاگ نويسان گفته‌اند و در قسمتي از آن اسم اينجانب را نيز بعنوان يكي از 15 نفر متهمي كه براساس بررسي‌هاي كميته تحقيق اين قوه بي‌گناه شناخته شده‌اند،‌ آورده است.
پس از مراجعه به متن اصلي گفت‌وگوي ايشان كه در خبرگزاري ايسنا منتشر شده بود، متوجه شدم كه ايشان من را يكي از تبرئه‌(!!) شدگان اين پرونده دانسته است و بسيار برايم تعجب برانگيز بود كه چرا با وجود اينكه اعلام كرده‌اند براي اعلام نام منع قانوني دارند، خود ايشان در يك اقدام خلاف قانون اقدام به اعلام نام اينجانب نموده‌اند.


در خصوص اظهارات ايشان نكاتي را متذكر شده و خواهشمندم در خصوص برخي موارد در اظهاراتشان توضيح دهند:
1- گفته‌اند كه من(حنيف مزروعي) تبرئه شده‌ام، سئوال من اينست كه:
اصلا اتهام من چه بوده است و به چه اتهامي دستگير شده‌ بودم كه اكنون از آن اتهامات تبرئه شده‌ام؟
آيا اتهام من همان خيالبافي‌هاي ذهني دست‌اندركاران پرونده و مديرمسئول كيهان است؟
اصلا من در كجا محاكمه شده‌ام كه اكنون از آن اتهامات تبرئه شده‌ام؟
آيا جديدا محاكم قضايي بدون حضور و اطلاع يك فرد هم تشكيل مي‌شود تا مبادا از اتهامات خود خبردار گردد؟
آيا از اتهاماتي كه در طول مدت زمان بازداشت و تحت آن فشارهاي پيدا و پنهان به من ايراد مي‌شد تبرئه شده‌ام؟
اتهاماتي همچون: اقدام عليه امنيت ملي، تشويش اذهان عمومي، آلت دست بودن آمريكا و دشمنان نظام، داشتن روابط نامشروع با فرزندان شخصيت‌هاي سياسي‌اي كه مورد قبول آقايان نبودند، داشتن روابط نامشروع با همكاران مطبوعاتي و ... بسياري موارد ديگر كه بازگو كردن آن را به تاريخ مي‌سپارم.
2- گفته‌اند كه «چرا وقتي جرم اينترنتي بوده، به دنبال جرايم ديگر رفته‌ بودند و مسائل بي‌ربط پرسيده شده بود چرا از قانون تخطي شده بود، البته نيروي انتظامي و ضابط مي‌دانسته كه برخي‌ سئوال‌هايي كه مطرح شده در موضوع نبود است».
جناب آقاي عليزاده حضرتعالي در جلسه ما و رئيس قوه قضائيه حضور نداشتيد و احتمالا در جريان نيستيد كه همين سئوالات بي‌ربطي كه مي‌فرمائيد چه چيزهايي بوده است، چه الفاظ ركيك و زننده‌اي نسبت به خانواده‌ها ايراد مي‌شده، چه تهمت‌هاي ناروايي كه از شخص دوم كشور تا بقيه نيروهاي سياسي‌اي كه آقايان آنها را قبول نداشتند زده مي‌شد.
با گفتن همين جمله كه فقط سئوالاتي بعضا بي‌ربطي پرسيده مي‌شد اين قضيه و داستان تمام نمي‌شود، تمام بچه‌هاي جواني كه در اين پرونده بوده‌اند بر اثر همين سئوالات بي‌ربطي كه شما صحبت از آن مي‌كنيد نزديك به 100 روز را در انفرادي گذراندند. به چند نمونه از اين سئوالات بي‌ربط اشاره مي‌كنم تا در جريان واقعيت قرار بگيريد:
اعتراف كن كه با دختر ..... رابطه نامشروع داشتي؟
با همكاران مطبوعاتي‌اي كه رابطه نامشروع داشتيد به صورت مشروح و دقيق توضيح دهيد؟
كليه روابط نامشروع خود را بنويسيد؟
كليه اعمال خلاف قانون خود را بنويسيد؟
كليه روابط مشكوك و غيرقانوني پدر خود را به صورت مشروح بنويسيد؟
نقش پدرتان را در به راه‌اندازي جنگ رواني عليه نظام در طول مجلس ششم شرح دهيد؟
كليه روابط مشكوك انجمن صنفي روزنامه‌نگاران با خارج را در جهت ضربه به نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بنويسيد؟
كليه سفرهاي خارجي پدرتان را همراه با ريز ملاقات‌ها و محل سفر و دليل سفر شرح دهيد؟
هر چه در مورد فرار حسين باستاني و سعيد رضوي فقيه از ايران مي‌دانيد بنويسيد؟
رابطه خود را با مسعود بهنود و ساير روزنامه‌نگاران فراري به صورت مشروح شرح دهيد؟
هر چه در مورد بهزاد نبوي، محمدرضا خاتمي، محسن ميردامادي، سعيد شريعتي، حسين باستاني، محمدعلي ابطحي، مصطفي تاج‌زاده، رجبعلي مزروعي مي‌دانيد به صورت مشروح بنويسيد؟
نقش خود را در آشوب‌هاي خياباني 18 تير 78 به صورت مفصل شرح دهيد؟(توضيح اينكه در آن تاريخ اصلا من در خدمت سربازي بودم)
تاكنون چند بار به خارج از كشور سفر كرده‌ايد و ديدارهاي مخفي خود را در خارج با گروه‌هاي مختلف شرح دهيد؟(توضيح اينكه تنها يكبار مشرف به حج عمره خانه خدا شده‌ام)
اهدافتان را از ضربه زدن به نظام مقدس جمهوري اسلامي و سياه‌نمايي عليه كشور از طريق مطبوعات و روزنامه‌هايي كه در آن كار مي‌كرديد به صورت واضح شرح دهيد؟
كليه اعضاء تحريريه‌ روزنامه‌هايي كه كار مي‌كرديد را بنويسيد؟
در روزنامه‌هايي كه كار مي‌كرده‌ايد شرح دهيد كه هر شخص مشغول انجام چه كاري عليه نظام بود؟
اهداف سايت‌هاي ضدانقلاب مانند رويداد را كه شما با آن همكاري مي‌كرديد در ضربه زدن و سياه نمايي عليه جمهوري اسلامي ايران به طور مشروح توضيح دهيد؟
و .....
همانطور كه آقاي عليزاده مشاهده مي‌كنند، آنقدر به اين سئوالات در آن مدت پاسخ داده‌ام كه اكنون پس از گذشت بيش از 5 ماه هنوز ريز ريز آن سئوالات خيالي و تخيلات را به خاطر دارم و البته سندي نيز براي اثبات اين مدعايم توانسته‌ام همراه خود از آن مخوف‌گاه به يادگار و براي اثبات بي‌گناهي خودم و هم‌بندانم بياورم كه رئيس قوه قضائيه آنرا مشاهده نموده‌اند.
آقاي عليزاده البته لازم نيست متذكر شوم كه هرباري كه نسبت به هر كدام از اين سئوالات پاسخي در خور علاقه آقايان داده نمي‌شد مورد نوازش دوستانه‌شان قرار مي‌گرفتم تا متوجه شوم كه حقيقت!!! را بگويم و جز آن چيزي نگويم؟
آقاي عليزاده از نظر شما آيا سئوال بي‌ربط شامل فشار براي انجام مصاحبه تلويزيوني و كردن اعترافات ساختگي بر عليه خود و ساير اصلاح‌طلبان مي‌شود؟
آيا سه بار ضرب و شتم شديد هم جزو اندكي تخطي از قانون است؟
اينجانب تنها كسي بودم كه پيش از دستگيري توانستم وكيل براي خود انتخاب كنم،‌ وليكن بقدري در عمل به قانون در اين پرونده دقت ‌شد كه تا به امروز حتي وكيل من نمي‌داند من به چه جرمي 60 روز بايد در بازداشت با آن شرايط ويژه مي‌بودم؟
البته خوشحالم كه روند اين پرونده از جايي به بعد به سمت روشن شدن حقيقت گام برداشت و اسرار آن تاريكخانه نمايان شد و عاليجنابان رسوا، وليكن چه كسي جوابگوي زندگي‌هاي از هم پاشيده جوانان اين پرونده را مي‌دهد؟
جناب آقاي عليزاده شما مي‌دانيد كه از مجموع 21 متهم اين پرونده متوسط سني در حدود 25 تا 27 سال است و اكثرا جواناني بوده‌اند كه حتي بعضي شخصيت‌هاي سياسي را بدرستي نمي‌شناختند ولي از بد حادثه در اين ماجرا گرفتار شدند و بعضا بيش از 80 روز را در انفرادي به سر بردند.
به قول يكي از دست‌اندركاران اين پرونده «اين ماجرا مانند رعد و برقي بود كه آمد و رفت» آيا در حكومت عدل اسلامي با شهرونداني كه در حال گذران زندگي عادي خود هستند بايد چنين رفتار كرد كه رعدي بيايد و برقي بگيرد و بعد از مدتي هم تمام!!
اينجانب خواستار روشن شدن اين مسئله هستم كه چرا اصلا دستگير شدم؟ چرا آن برخوردهاي زننده با من انجام شد؟ چرا آن اتهامات ناروا و غيراخلاقي بارها و بارها به من زده شد و من را مجبور مي‌كردند كه براي خلاص شدن از اين ماجرا بي‌جهت اعتراف كنم كه فلان عمل نامشروع را انجام داده ام؟ چرا به زور اعتراف‌گيري عليه پدرم انجام مي‌شد تا عليه او سند سازي ساختگي كنند؟ چرا از من به اجبار تك نويسي در مورد فعالان سياسي و انجمن‌هاي صنفي و احزاب سياسي گرفته مي‌شد؟ و هزاران چراي ديگر كه گاهي اوقات فقط كابوس آن به يادم مي‌آيد و كابوس اين دوران است كه در زندگي شخصي و اجتماعي‌ام تاثير گذاشته و خواهد گذاشت.
چه كسي پاسخگوي اين ايستگاه ناخوشايند در زندگي من و سايرين درگير در اين ماجراست، چگونه اين ماجرا در حق ما و سايرين جبران خواهد شد.
يادم هست كه يكي از دست‌اندركاران پرونده روزي به من گفت كه هميشه به ياد آن جمله گوهر بار سيدالشهداء‌ در دشت كربلا باش كه فرموده بود: «اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد»
البته اميدوارم كه خود آن شخص اين گفته را سرلوحه عمل خويش كند كه مي‌دانم هيچگاه چنين نخواهد كرد و من فقط اين خطوط را برايتان نوشتم بر اساس اين جمله شريف و گفتن حقيقت را به عافيت طلبي و اينكه حال كه خلاص شده‌ام چشمم را بر آن قضايا ببندم ترجيح دادم، باشد كه جنابعالي پيگير ظلم‌هايي كه رفته است باشيد و بدانيد كه بر سر عده‌اي جوان اين مملكت كه صدايشان را به گوش شما رسانده‌اند چه رفته است.

Sunday, April 24, 2005

شادی صدر روزنامه نگار و بلاگر ایرانی ممنوع الخروج شد

از وبلاگ شادی صدر :

رياست محترم جمهوري، جناب آقاي سيد محمد خاتمي


احتراما به اطلاع مي رساند در تاريخ 23/11/1383 با مراجعه به اداره گذرنامه متوجه شدم ممنوع الخروج شده ام. ماموري كه گذرنامه ام ضبط كرد و به جاي آن يك رسيد به من داد در پاسخ به اصرار من براي دانستن علت اين امر، مرا به اتاقي كه بر سر در آن نوشته شده بود "بند 2" حواله داد اما ماموران نيروي انتظامي كه در آن اتاق حضور داشتند و به جاي نام، تنها شماره اي روي يونيفورمشان نصب شده بود نيز از ارائه هرگونه توضيحي در مورد علت صدور دستور ممنوعيت خروج و مرجع صدور اين دستور خودداري كردند. با اين همه پس از خروج از اداره گذرنامه و مراجعه به قوانين دريافتم كه منظور آنها از بند 2، بند 2 ماده 16 قانون گذرنامه مصوب 1351 است كه مقرر مي دارد: "به اشخاص زير هيچ نوع گذرنامه اي براي خروج از كشور داده نمي شود:
...
2. كساني كه مسافرت آنها به خارج از كشور برحسب اعلام قبلي و كتبي سازمان اطلاعات و امنيت كشور مخالف مصالح ملي باشد."
از نظر من جانشين سازمان اطلاعات و امنيت كشور رژيم سابق، وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران بود. بنابراين نامه اي براي جناب آقاي يونسي، وزير محترم اطلاعات نوشتم و ضمن شرح موضوع، خواستار مشخص شدن مرجع صدور دستور و علت آن شدم. همچنين خاطر نشان ساختم هيچگونه پرونده اي عليه من در هيچيك از مراجع قضايي ايران تا همين امروز وجود ندارد و دادستان محترم تهران، آقاي مرتضوي نيز در يك ملاقات حضوري صدور دستور ممنوعيت خروج مرا از ناحيه دادسراي تهران تكذيب كرده است. در آن نامه اعتراض خود را نسبت به اصل تصميم و عدم رعايت روند قانوني و اينكه دستور ياد شده نه كتبي و نه قبلي به من اعلام نشده است تا فرصت هرگونه دادخواهي از اين تصميم از من سلب شود بيان كردم. اما متاسفانه تا همين امروز كه بيش از دو ماه از اطلاع من نسبت به ممنوعيت خروجم مي گذرد، عليرغم پيگيري هاي مكرر هيچگونه پاسخ قانع كننده اي از وزارت اطلاعات دريافت نكرده ام. لاجرم ناگزير شدم عليرغم ميل باطني ام نسبت به علني ساختن اين قضيه، از آنجايي كه به لحاظ اداري و حقوقي، تمامي نهادهاي اطلاعاتي كشور از جمله وزارت اطلاعات زير نظر شما فعاليت مي كنند، ضمن به اطلاع رساندن شرح ما وقع، موارد زير را بادآور شوم.

قبل از هر چيز خواهان آنم كه معلوم شود كدام نهاد اطلاعاتي و با چه استدلالي دستور ممنوعيت خروج و ضبط گذرنامه ام را صادر كرده است. اين موضوع از اين حيث برايم مهم است كه در دو ماه گذشته به اين نتيجه رسيده ام نهاد مزبور، هر چه هست، نه تنها حاضر نيست به روال قانوني كه خود از آن به عنوان ابزاري براي ممنوع الخروج كردن من استفاده كرده تن در دهد و تصميم خود را كتبا و قبلا، پيش از آن كه براي كاري گذر من به اداره گذرنامه بيفتد، اعلام كند بلكه حتي حالا، كه ديگر مي دانم ممنوع الخروج شده ام، حاضر نيست از پشت درهاي بسته بيرون بيايد و شجاعانه از تصميم خود دفاع كند. در حالي كه اگر واقعا اين دستور را مبنايي هست، چه هراسي از روشن شدن آن براي همگان وجود دارد؟! بدون روشن شدن مقام و مرجع صدور دستور و مبناي آن، فرصت تظلم و اعتراض از من، به عنوان موضوع تصميم، گرفته مي شود. اين امر مصداق بارز سوء استفاده از مقام، موقعيت و قدرت براي محروم ساختن يك شهروند از حق شكايت نسبت به كليه تصميمات اداري است كه در اصل 173 قانون اساسي نسبت به آن تصريح شده است. بديهي است پس از روشن شدن مرجع صدور اين دستور ناعادلانه، نسبت به اصل آن نيز اعتراض دارم و خواهان رفع اثر از آن هستم.

جناب آقاي خاتمي،
هر كسي در هر مقامي كه دستور ممنوعيت خروج مرا از كشور صادر كرده باشد و نيز شما به عنوان عالي ترين مقام اجرايي كشور، بايد به سئوالات مقدر زير پاسخ گويد و گوييد:
1. من، به عنوان روزنامه نگار سابق و وكيل دادگستري فعلي و البته در همه حال، فعال امور زنان، چه نوع خطري را مي توانم براي نظام جمهوري اسلامي ايجاد كنم كه خروجم از كشور خلاف مصالح ملي شناخته شود. آيا نظامي كه منتقد بخشي از قوانين كشورش را از حق خروج از كشور محروم مي كند، مي تواند همچنان شعار تبديل معاند به مخالف و مخالف به منتقد را سر دهد؟

2. خشونت عليه زنان يك چهره و يك شكل ندارد. در همان اداره گذرنامه زنان زيادي را ديدم كه به استناد قوانين ايران، توسط شوهرانشان ممنوع الخروج شده بودند. من نيز، به دليل بيان اين گونه واقعيات اجتماعي و حقوقي، ممنوع الخروج شدم تا با محروم شدن از يكي از ابتدايي ترين حقوق انساني ام، مرا وادار به سكوت كنند. از نظر من بين خشونت و تحقير هر روزه زنان، كه نمي توانند از كشور خارج شوند مگر به اجازه شوهرانشان، و خشونت و نقض حقوق بشر يك فعال حقوق زنان توسط حكومت فرق چنداني نيست زيرا منشا هر دو، قدرت مردسالار است كه خود را پس قانوني ناعادلانه پنهان مي كند. با همه اين اوصاف، باز هم كارگزاران سياست خارجي تان در نشست هاي پر طمطراق آن سوي مرزها خواهند گفت در ايران خشونت عليه زنان وجود ندارد؟

آقاي رييس جمهور،
هرچند پس از اين اتفاق، بر فهرست مخاطرات زندگي به عنوان يك فعال حقوق بشر زنان در ايران، بايد ممنوع الخروج شدن را نيز اضافه كرد، اما خود شما بهتر از من مي دانيد كه در عصر انفجار اطلاعات، جلوگيري از رفتن يك فعال حقوق زنان به خارج از ايران، چه دردي را دوا مي كند و تا چه حد بر دردها مي افزايد. پس شما را و كارگزارانتان را به خودتان وا مي گذارم و البته به خدا و روز واقعي پاسخگويي.


شادي صدر
تهران، 3 ارديبشهت 84

آدرس وبلاگ شادی:

http://weblog.shadisadr.com/

وبلاگ قبلی او:

http://shadisadr.blogspot.com/

Saturday, April 23, 2005

IRANIAN BLOGGERS RELEASED?

The following is a press release from the official Iranian Republic News Agency. It is woefully short on details and we have not yet been able to verify anything, so take it with a grain of salt.

(Note the phrase "accused of weblogging"; not unlike "accused of publishing" or "accused of speaking.")

Iranian Court clears webloggers

Tehran, 21 April, IRNA: The court of justice examining lawsuits of several ladies accused of weblogging cleared them of the charge, Judiciary spokesman Jamal Karimi-Rad said on Thursday (21 April).

He told IRNA that the Disciplinary Court of Judges reached the conclusion that the webloggers had not intention of violating law and cleared them of the charge.

The spokesman said that the webloggers had lodged a complaint with the disciplinary Court of Judges pleading not guilty.

Karimi-Rad said in the meantime that the prosecutor has provided indictments against four other individuals accused of Internet crimes.

اذعان قوه قضائيه به تخلف در پرونده وبلاگ نويسان

بی بی سی : در پی تشکيل آخرين جلسه هيئتی که رئيس قوه قضائيه ايران برای بررسی پرونده وبلاگ نويسان و سايتهای اينترنتی تعيين کرده، جمال کريمی راد، سخنگوی قوه قضائيه ايران به خبرنگاران گفت که ضابطان و مراجع قضائی در برخورد با متهمان اين پرونده مرتکب تخلفاتی شده و در مواردی قانون را رعايت نکرده اند.
وی تأکيد کرده که با افرادی که مرتکب تخلف شده اند برخورد خواهد شد.


به گفته سخنگوی قوه قضائيه، هيئت بررسی پرونده وبلاگ نويسان به اين نتيجه رسيده که از ميان افرادی که در ارتباط با اين پرونده تحت پيگرد قانونی قرار گرفته اند، غير از چهار تن از آنان، بقيه "نقش فعال و آگاهانه ‌ای" در اتهاماتی که به آنها تفهيم شده نداشته اند و در اقداماتشان سوء نيتی نبوده است.

او از چهار متهمی که مورد اشاره قرار گرفته اند نام نبرده است.

آن گونه که آقای کريمی راد گفته، دادسرای تهران نظر هيئت را پذيرفته و بر مبنای آن پرونده متهمان را به غير از چهار نفر آنان، مختومه اعلام کرده است.

آقای کريمی راد در عين حال پيش بينی کرده که چهار متهم پرونده نيز در دادگاه "مورد رأفت اسلامی" قرار گيرند.

وی همچنين گفته که برای تمام متهمان زن پرونده قرار منع پيگرد صادر شده است.

پاييز سال گذشته قوه قضائيه ايران اقدام به بازداشت بيش از بيست تن از روزنامه نگاران و نويسندگانی دست زد که نوشته های انتقادآميز خود را از طريق سايتهای اينترنتی منتشر می کردند يا اينکه در انتشار اين نوشته ها در سايتهای اينترنتی نقش داشتند.

تعدادی از اين افراد اقدام به نوشتن توبه نامه کردند و اتهاماتی همچون تبليغ عليه جمهوری اسلامی و جاسوسی برای بيگانگان را عليه خود پذيرفتند اما پس از آزادی از زندان اعلام کردند که اين توبه نامه ها را تحت فشار و شکنجه نوشته اند.

حکم ده سال زندان امیر فرشاد ابراهیمی در دادگاه تجدید نظر و در دیوان عالی کشور تایید شد

امیر فرشاد ابراهیمی روز گذشته در گفت و گو با رادیو مولتی کولتی گفت که حکم ده سالهء زندان وی در دادگاه تجدید نظر و در دیوان عالی کشور تایید و قطعی شد .

ابراهیمی گفت :" من دو تا پروندهء قضایی داشتم که هر دو پرونده مربوط است به اتهامات مطبوعاتی. شعبهء 1410 عمومی تهران مرا به 5 سال محرومیت از حقوق اجتماعی و 10 سال زندان متهم کرده بود. این پرونده سپس به شعبهء 36دادگاه تجدید نظر استان تهران رفت. در تجدید نظر 5 سال محرومیت از حقوق اجتماعی برداشته شد و 10 سال حبس کماکان تایید گشت. آن موقع آقای ناصر زرافشان وکیل بنده بود و ما یک استیناف نوشتیم و پرونده رفت به شعبهء 2 دیوان عالی کشور . این همزمان شد با بیرون آمدن من از کشور . تا اینکه روز گذشته حکم 10 سال زندان من در دیوان عالی کشور تایید و قطعی شد. اتهامم این بود : نشر اکاذیب ، اهانت به مسئولین نظام و تشویش اذهان عمومی.

مجمع تشخیص مصلحت نظام، شاکی پرونده بود. ما همچنان به این پرونده اعتراض داریم .

اسم مقاله ای که من نوشته بودم و پرونده به آن اشاره دارد " اسم رمز اکبر هاشمی" است که در آن پرداخته ام به خانوادهء هاشمی رفسنجانی و خانوادهء هاشمی. گفتند این حرف ها اتهام است . اصلا می گوئیم اتهام هم بوده . اگر اتهام را هم قبول کنیم شاکی بنده باید خود آقای اکبر رفسنجانی باشد نه مجمع تشخیص مصلحت.

این مقاله الان تو سایت من موجود است. اگر نگاه کنیم در سر تا سر مقاله هیچ تهمت و اتهام و اشاره و یا خدای نکرده حرفی از مجمع تشخیص مصلحت نظام به میان نیامده و ما فقط به اکبر هاشمی و زندگینامهء ایشان و کارهای ایشان و مسئولیت ایشان پرداختیم. حالا اگر هم شاکی وجود داشته باشد باید شاکی خصوصی باشد ، یعنی خود آقای هاشمی رفسنجانی باشد، نه مجمع تشخیص مصلحت. اینکار استفادهء ابزاری است از مجمع تشخیص مصلحت. به هر صورت این ده سال حبس بنده تایید شد و دیروز احضاریه ای آمده که من باید ظرف 48 ساعت پس از رویت احضاریه خودم را به شعبهء 2 اجرای احکام دادگستری استان تهران معرفی کنم. من همچنان بر بیگناهی خودم پای می فشارم .

اعلام هم می کنم که اگر واقعا اتهام مطبوعاتی بوده - هیچ خواستهء بیجایی هم ندارم - مطابق اصل قانون اساسی ، اگر داد گستری تهران ، قوهء قضائیه، اهتمام داشته باشد و بخواهد پرونده مرا در یک دادگاه بیطرف و منصف و با حضور هیئت منصفه بر گزار کند ، بیصبرانه تو آن دادگاه حضور پیدا خواهم کرد

امیر فرشاد که بلاگر نیز هست از اعضای بریده انصار حزب الله است که پس از درک فجایع انجام شده توسط انصار به جمع آزادیخواهان پیوست و به افشای جنایات انصار پرداخت. آدرس سایت امیر فرشاد
http://www.goftaniha.com/
میباشد

Thursday, April 21, 2005

اذعان قوه قضائيه به تخلف در پرونده وبلاگ نويسان

بی بی سی : در پی تشکيل آخرين جلسه هيئتی که رئيس قوه قضائيه ايران برای بررسی پرونده وبلاگ نويسان و سايتهای اينترنتی تعيين کرده، جمال کريمی راد، سخنگوی قوه قضائيه ايران به خبرنگاران گفت که ضابطان و مراجع قضائی در برخورد با متهمان اين پرونده مرتکب تخلفاتی شده و در مواردی قانون را رعايت نکرده اند.
وی تأکيد کرده که با افرادی که مرتکب تخلف شده اند برخورد خواهد شد.

به گفته سخنگوی قوه قضائيه، هيئت بررسی پرونده وبلاگ نويسان به اين نتيجه رسيده که از ميان افرادی که در ارتباط با اين پرونده تحت پيگرد قانونی قرار گرفته اند، غير از چهار تن از آنان، بقيه "نقش فعال و آگاهانه ‌ای" در اتهاماتی که به آنها تفهيم شده نداشته اند و در اقداماتشان سوء نيتی نبوده است.

او از چهار متهمی که مورد اشاره قرار گرفته اند نام نبرده است.

آن گونه که آقای کريمی راد گفته، دادسرای تهران نظر هيئت را پذيرفته و بر مبنای آن پرونده متهمان را به غير از چهار نفر آنان، مختومه اعلام کرده است.

آقای کريمی راد در عين حال پيش بينی کرده که چهار متهم پرونده نيز در دادگاه "مورد رأفت اسلامی" قرار گيرند.

وی همچنين گفته که برای تمام متهمان زن پرونده قرار منع پيگرد صادر شده است.

پاييز سال گذشته قوه قضائيه ايران اقدام به بازداشت بيش از بيست تن از روزنامه نگاران و نويسندگانی دست زد که نوشته های انتقادآميز خود را از طريق سايتهای اينترنتی منتشر می کردند يا اينکه در انتشار اين نوشته ها در سايتهای اينترنتی نقش داشتند.

تعدادی از اين افراد اقدام به نوشتن توبه نامه کردند و اتهاماتی همچون تبليغ عليه جمهوری اسلامی و جاسوسی برای بيگانگان را عليه خود پذيرفتند اما پس از آزادی از زندان اعلام کردند که اين توبه نامه ها را تحت فشار و شکنجه نوشته اند.

Saturday, April 16, 2005

اعلام تاریخ اولین جلسه محاکمه محمد رضافتحی( وبلاگ نویس در ساوه)

بنا بر آخرین خبرهای دریافتی از ساوه ، اولین جلسه رسیدگی به پرونده" محمد رضافتحی" نویسنده نشریات محلی ساوه و وبلاگ نویس ، ساعت 10 صبح روز دوشنبه 5/اردیبهشت / 84 (25 آوریل) در محل دادگستری ساوه برگزار خواهد شد.

شاکیان این پرونده ، علیرضا آشناگر(فرماندار و نماینده عالی دولت در ساوه) به همراه مهری روستایی گرایلو (شهردار ساوه) هستند و ظاهرا "حسن تردست" دادستان ساوه ، خود به این پرونده رسیدگی خواهد کرد.

محمد رضافتحی نویسنده وبلاگ ساوه جم(www.savehjam.blogspot.com) با درج مطالبی در وبلاگش از عملکرد فرماندار و شهــردار ســاوه انتقاد کرده بود و آنهـا را به دلیل برخی نارسایی های مدیریتی ونقاط ضعف در نحوه مدیریت شهری ، متهم به ایجاد مشکلات عمومی برای مردم ساوه می دانست. بدنبال شکایت این دو مدیر حکومتی ، روز 6 فروردین ماه امسال وی توسط افسران اطلاعات نیروی انتظامی ایران ، در اداره اماکن نیروی انتظامی ســاوه ، مورد بازجویی قرار گرفت . نامه این وبلاگ نویس به پرزیدنت" محمد خاتمی" اگر چه بازتاب وسیعی داشت اما آقای خاتمی چون همیشه ، نامه او را هم بدون پاسخ گذاشت. وی در نامه اش از ظرفیت اندک انتقاد پذیری توسط بعضی از مدیران حکومتی گلایه کرده بود. دوستان وی می گویند که او به نوشتن مطالب تند انتقادی پیرامون عملکردمدیران اجرایی و انعکاس اعتراضات عمومی از طریق رسانه ها و مطبوعات محلی ساوه (استان مرکزی) شهرت دارد اما همواره از وارد شدن به موضوعات سیاسی پرهیــز کرده است. محمد رضافتحی با نشریاتی همچون لاله سرخ ، ندای ساوه ، آوای ساوه ، گل یاس و ... همکاری نزدیک داشته و زمانی هم خبرنگاربخش فرهنگی روزنامه رسالت در استان یزد بوده است.

با انتشار نامه او به رئیس جمهــور ، این روزنامه نگار محلی مجددا در 15 فروردین ماه به حکم قوه قضاییــه ایران توسط ماموران پلیس دستگیر و بصورت ممنوع الملاقات به بازداشتگاه موقت انتقال یافت . بخاطر بی اطلاعی خانواده اش از محل بازداشت ، وی مدت 24 ساعت در گرسنگی مطلق به سر برده است. علاوه بر این شاهدان می گویند پلیس برای تنبیه و آزار روحی ، وی را به همراه یک مامور با دستبند در خیابانهای منتهی به دادگستری ساوه گردانده است که این ، نقض کامل وآشکار حقوق انسانی یک روزنامه نگار محلی به شما می آید. پلیس ساوه همچنین با ورود به منزل او کلیه لوازم شخصی وی و همسر و کودکانش را مورد بازرسی دقیق قرار داده و بخشی از اموال و اشیای خانوادگی او را برای بازرسی دقیق تر توقیف کرد اما هیچ مدرکی را که نشانگر فعالیتهای سیاسی غیر مجاز یا دست داشتن در فعالیتهای تروریستی باشد به دست نیاورد. در ایران ، هرگونه ارتبـاط با سایتهای اینترنتی مخالف حکومت با مجازات های شدید رو به رو می شود.

وی پس از مراجعت از نزد دادستان ساوه ، با مفید خواندن حاصل گفتگوهایش با این مقام قضایی ایران ، با گذاشتن یادداشتی اعتراض آمیز در وبلاگش ، علاوه بر پاک کردن همه نوشته هایش از روی آن ، ضمن معـذرت خواهی از مدیران جمهوری اسلامی و خداحافظی با خوانندگانش ، اظهــــار کرده بدلیل مشکلاتی که اخیرا برایش پیش آمده ، قلمش را می شکند و کار "نوشتن" را برای همیشه کنـار می گذارد. او ادعا کرده که دادستان ساوه با ارائه دلیل و منطق ، وی را نسبت به اشتباهاتش آگاه ساخته است. متن خداحافظی او هم اینک روی وبلاگش قرار دارد که قرار است دیگر این وبلاگ را منتشر نکند.

به گفته نزدیکانش ، وی فاقد وکیل رسمی است و دفاعیاتش را باید شخصا انجام دهد.

در شهرهای کوچکی مانند ساوه که ابزار خبر رسانی و اطلاع به افکار عمومی بسیار ضعیف و ناچیز است به نظر می رسد دستگاه قضایی ایران را قادر ساخته بی هیچ نگرانی از پیامدهای بین المللی اقدامات خود بر سختگیری هایش بیفزاید.

نهاد های بین المللی مدافع حقوق بشر هنوز در مورد این پرونده ، سکوت اختیار کرده اند.

Friday, April 15, 2005

سایت خبرنگار و بلاگر ایرانی به علت افشای فیش حقوقی نمایندگان مجلس توسط حزب الله هک شد

تصوير سايت هک شده مسيح علی نژاد(خبرنگار ايلنا) که امروز چند ساعتی به دست هکرها افتاد. علی نژاد بخاطر افشای مبلغ عيدی نمايندگان از ورود به مجلس منع گرد



The pressure groups in Iran hacked the Blog of Iranian blogger and jurnalist who published the payroll accounting of one of the Iranian Congressman!

this is a picture of her hacked blog

Tuesday, April 12, 2005

اخبار در مورد وضعیت بلاگرهای زندانی و یا در معرض تهدید

از کلیه خوانندگان این سایت تقاضا میکنیم ما را در جریان وضعیت بلاگرهای زندانی و یا دوستان دیگر که پرداخت ضمانت آزاد شده اند و بقیه دوستانی راکه به دلیل عقاید و نوشته هایشان به نحوی مورد اذیت و آزار رژیم ضد قلم جمهوری اسلامی قرار گرفته اند, بگذارید.

ما سعی میکنیم که با انتشار این اخبار بر روی این سایت مرکزیتی برای ایجاد فشار بر روی رژیم ایجاد کنیم و همه خوانندگان را در جریان وضعیت این عزیزان قرار بدهیم. اخبار ارسالی به انگلیسی ترجمه خواهد شد و به کلیه سایتهای بین اللمللی که با ما همکاری میکنند و البته سایتهای دیگر کمیته که به زبانهای انگلیسی, پرتغالی , و اسپانیایی نوشته میشوند, فرستاده خواهد شد

یک بلاگر ایرانی دیگر در معرض خطر

محمد رضا فتحی نویسنده سایت ساوه جم توسط نیروی انتظامی شهر ساوه بازجویی شد.
این بازجویی به دلیل نوشته های انتقادانه محمد رضا ازمسئولان محلی انجام شده است.
اصل خبر به زبان انگلیسی